وایز اپلای یک پلتفرم دریافت پذیرش تحصیلی رایگان است که به شما کمک میکند مسیر پذیرش در دانشگاههای بینالمللی را سادهتر، سریعتر و با اطمینان بیشتری طی کنید. از انتخاب رشته و دانشگاه و آپلود مدارک تا ارسال درخواست و پرداخت شهریه، همهچیز در یک فضای یکپارچه و بدون پیچیدگی در دسترس شماست.




برای میلیونها دانشجو در سراسر جهان، تحصیل در خارج از کشور تنها یک تجربه آکادمیک نیست، بلکه دروازهای به سوی فرصتهای شغلی جهانی و اقامت دائم در کشورهای توسعهیافته محسوب میشود. اما آیا این مسیر طلایی برای همه به همان شکلی که در بروشورهای تبلیغاتی دانشگاهها دیده میشود، هموار است؟ گزارش اخیر «سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) با بررسی دادههای کشورهای اصلی مهاجرپذیر (مانند کانادا، آلمان، استرالیا و بریتانیا)، پرده از حقیقتی برمیدارد که کمتر به آن پرداخته شده است: شکاف عمیق بین وعدههای دانشگاهها و واقعیتهای بازار کار. در این مطلب، یافتههای این گزارش را بررسی میکنیم.
طبق آمار ICEF Monitor برای بسیاری از دانشجویان بازارهای نوظهور در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین، یک مسیر رویایی به تحصیل در خارج از کشور گره خورده است:
کسب مدارک تحصیلی معتبر بینالمللی، ماندن و کار کردن در کشور میزبان پس از فارغالتحصیلی و برای برخی، دریافت اقامت دائم.
این رویا همان چیزی است که دانشگاهها اغلب هنگام تبلیغ برنامههای خود در خارج از کشور به آن استناد میکنند و معمولاً آن را به عنوان مسیری با امکان تحقق همگانی ارائه میدهند. اما واقعیت این است که تنها برخی از دانشجویان میتوانند در این مسیر پیشرفت کنند و به موفقیت برسند.
سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) گزارشی تحت عنوان «تحلیل مقایسهای روندها، چالشها و پاسخهای سیاستی در استرالیا، کانادا، فرانسه، آلمان، هلند و بریتانیا» منتشر کرده است. این تحلیل نشان میدهد که موسسات آموزشی در مقاصد اصلی مهاجرت تحصیلی ممکن است:
1. مسیری را وعده دهند که بیش از حد توان آنهاست و تنها برای بخشی از فارغالتحصیلان خارجیشان قابل دستیابی است؛
2. سطح مطلوبی از حمایتهای زبانی و شغلی را که بسیاری از فارغالتحصیلان برای داشتن شانس مناسب جهت کار در کشور مقصد پس از تحصیل و/یا کسب اقامت دائم به آن نیاز دارند، ارائه ندهند.
این گزارش همچنین نشان میدهد که سیاستهای دولتی و بیثباتی این سیاستها میتواند چالشهای پیشبینینشدهای را برای فارغالتحصیلان بینالمللی که امیدوارند مشاغلی متناسب با مهارتهای بهسختیکسبشده خود پیدا کنند، ایجاد کند.
سازمان OECD اشاره میکند: به نظر میرسد تنشهایی میان پیامهای تبلیغاتیِ جذب دانشجو (که نوید اشتغال آینده و اقامت احتمالی را میدهند) و واقعیتهای فرصتهای پس از فارغالتحصیلی وجود دارد.
این موضوع میتواند منجر به شکلگیری یک اعتماد به نفس کاذب در میان دانشجویان بینالمللی شود؛ دانشجویانی که به دلیل نداشتن تمام اطلاعات مرتبط، در برخی مواقع انتظاری غیرواقعبینانه از میزان سادگی پیدا کردن شغل، دریافت ویزا/مجوز و کسب اقامت دائم یا حتی شهروندی دارند.
در میان شش کشور مورد بررسی، بالاترین نرخ ماندگاری پنجساله متعلق به کانادا و آلمان (هرکدام ۵۲ درصد) بود. این آمار در استرالیا و فرانسه به شکل چشمگیری کاهش یافته و به حدود یکسوم (به ترتیب ۳۴ و ۳۳ درصد) میرسد و در هلند به ۱۹ درصد تقلیل مییابد. در بریتانیا نیز تنها ۷ درصد از فارغالتحصیلان بینالمللی پس از پنج سال همچنان با ویزای کار یا سایر مجوزهای مهاجرتی در این کشور حضور داشتند.
این نرخهای پایین ماندگاری، تضاد آشکاری با امیدواری و تمایل بالای دانشجویان بینالمللی برای ماندن و کار در کشور مقصد پس از پایان تحصیل دارد؛ چرا که بیش از ۷۰ درصد در کانادا، ۷۳ درصد در هلند، ۶۴ درصد در آلمان و ۸۳ درصد در فرانسه مایلند پس از تحصیل برای کار در کشور میزبان بمانند.
واقعیتی که بسیاری از فارغالتحصیلان بینالمللی با آن مواجه میشوند این است که کارفرمایان در کشور میزبان، فرآیند استخدام آنها را بسیار پیچیده یا پرهزینه میدانند. این امر دانشجویان خارجی را در مقایسه با همتایان بومی خود در موقعیت ضعف و نابرابری شدیدی قرار میدهد.
به عنوان مثال در استرالیا، یک نظرسنجی دولتی از دانشجویان بینالمللی نشان داد که حدود ۲۰ درصد از فارغالتحصیلانی که در مشاغلی پایینتر از سطح تخصص خود کار میکردند، دلیل اصلی آن را نداشتن اقامت دائم عنوان کردهاند. بسیاری از کارفرمایان استرالیایی، ویزاهای موقت را ناپایدار (به دلیل داشتن تاریخ انقضا) و دارای بوروکراسی اداری سنگین میدانند. از نظر آنها، سرمایهگذاری زمانی و مالی برای استخدام یک نیروی خارجی در صورتی که بتوانند یک فارغالتحصیل بومی با مهارتهای مناسب پیدا کنند، توجیهی ندارد.
در نتیجه، بسیاری از فارغالتحصیلان وارد وضعیت «بلاتکلیفی ویزا» (visa limbo) میشوند؛ جایی که به ناچار مشاغل کمدرآمد و غیرمرتبط با تخصص و تحصیلات خود را میپذیرند.
این گزارش با استناد به نظرسنجیها نشان میدهد که در سه کشور از شش کشور تحلیلشده، اکثر دانشجویان بینالمللی احساس میکنند آمادگی کافی برای تضمین یک شغل پس از فارغالتحصیلی و/یا پیدا کردن کار را ندارند. به عنوان مثال:
● در هلند، ۵۹ درصد پس از فارغالتحصیلی در پیدا کردن کار با مشکل مواجه شدند؛
● در آلمان، تنها ۳۵ درصد احساس کردند که از سوی مؤسسه آموزشی خود در برنامهریزی مسیر شغلی حمایت «تا حدی خوب» یا «بسیار خوب» دریافت کردهاند؛
● در بریتانیا، ۵۳ درصد معتقد بودند که حمایتهای شغلی و کاریابی در دانشگاههایشان نیاز به بهبود دارد و پس از آن، دورههای کارآموزی و یادگیری تجربی در اولویتهای بعدی قرار داشتند.
سازمان OECD اشاره میکند:
به نظر میرسد نوعی نگرانی مشترک درباره انتقال به بازار کار هم در میان دانشجویان بینالمللی و هم دانشجویان بومی وجود دارد. با این حال، در مورد فارغالتحصیلان بینالمللی، این انتقال به بازار کار مستقیماً با امکان ماندن و اقامت در آن کشور گره خورده است.
دانشجویان بینالمللی در طول دوران تحصیل خود، چه در دانشگاه و چه در روابط اجتماعی با سایر دانشجویان خارجی، محصور در زبان انگلیسی هستند. با این حال، فرصتهای شغلی برای انگلیسیزبانان معمولاً بسیار محدود و متمرکز در چند صنعت خاص است. بیشتر شرکتها در فرانسه، آلمان یا هلند همچنان انتظار دارند متقاضی حداقل تسلط کاری (working-level proficiency) به زبان محلی را داشته باشد.»
این موضوع بهویژه با توجه به تعداد بالای برنامههای تحصیلی ارائهشده به زبان انگلیسی (ETPs) در فرانسه، آلمان و هلند اهمیت پیدا میکند؛ برنامههایی که بسیاری از آنها نیازی به تسلط به زبان رسمی این کشورها ندارند. این دورهها جذابیت بالایی بهویژه برای دانشجویان غیر اتحادیه اروپا دارند؛ یعنی همان گروهی که بیشترین تمایل را برای ماندن در کشور میزبان پس از تحصیل نشان میدهند. مسئله اینجاست که بسیاری از این دانشجویان ثبتنامشده در دورههای انگلیسیزبان، تسلط کافی به زبان رسمی کشور میزبان (فرانسوی، آلمانی یا هلندی) برای رقابت موفق در بازار کار کسب نخواهند کرد.
فراهم کردن امکان تعامل دانشجویان با کارفرمایان و کسب تجربه کاری در دوران تحصیل. برای مثال، شبکهسازی حرفهای و هم تجربه کاری مرتبط، از مهمترین عوامل موثر در یافتن شغل برای فارغالتحصیلان بینالمللی شناخته شدهاند. این توصیه به این معناست که مؤسسات آموزش عالی باید روابطی قوی و پایدار با کارفرمایان مرتبط ایجاد و حفظ کنند.
آگاهسازی دانشجویان بینالمللی برای شروع زودهنگام جستوجوی فرصتهای شغلی، تا بهتر با انواع فرصتهای موجود آشنا شوند: دانشجویان بینالمللی معمولاً از شرکتهای بزرگ و شناختهشده آگاه هستند، اما همیشه از کسبوکارهای کوچک و متوسط و سایر کارفرمایان اطلاع ندارند.
توسعه شبکههای فارغالتحصیلان تا دانشجویان بینالمللی بتوانند برای دریافت حمایت و راهنمایی شغلی به دانشآموختگان پیشین مراجعه کنند.
حقیقت این است که بازار کار پس از تحصیل، رقابتیتر از آن است که تصور میشود. فارغالتحصیلانی که تنها بر مدرک تحصیلی خود تکیه کرده و از یادگیری زبان رسمی کشور مقصد یا شبکهسازی شغلی غافل میشوند، با چالشهای بزرگی مواجه خواهند شد. مهاجرت تحصیلی موفق در دنیای امروز، نیازمند واقعبینی در انتخاب مسیر، تقویت مهارتهای زبانی و درک دقیق از نیازهای واقعی بازار کار محلی است، نه فقط تکیه بر امیدهای واهی به آینده.
در مسیر تحصیل در خارج از کشور، داشتن اطلاعات دقیق و انتخاب آگاهانه میتواند تاثیر زیادی در نتیجه نهایی اپلای شما داشته باشد. بررسی شرایط دانشگاهها، شانس دریافت پذیرش و انتخاب بهترین مسیر، نیازمند تحلیل درست و تصمیمگیری هوشمندانه است.
وایزاپلای به عنوان یک پلتفرم هوشمند بینالمللی پذیرش تحصیلی، با تحلیل رزومه و شرایط تحصیلی شما، دانشگاهها و برنامههای مناسب را پیشنهاد میدهد و حتی میتواند میزان شانس پذیرش شما را در هر گزینه تخمین بزند تا فرآیند اپلای هدفمندتر، سریعتر و مطمئنتر پیش برود.
اگر شما هم قصد ادامه تحصیل در دانشگاههای معتبر جهان را دارید، میتوانید همین حالا با WiseApply مسیر مناسب خود را پیدا کرده و شانس موفقیت اپلایتان را هوشمندانه افزایش دهید.
دانشگاهها اغلب مسیری را برای اشتغال و اقامت وعده میدهند که تنها برای بخشی از فارغالتحصیلان قابل دستیابی است، در حالی که دانشجویان تصور میکنند این مسیر برای همه تضمینشده است.
بر اساس این گزارش، کانادا و آلمان با نرخ ۵۲ درصد، بالاترین نرخ ماندگاری را پس از ۵ سال دارند، در حالی که این آمار در کشورهایی مانند بریتانیا بسیار کمتر است.
کارفرمایان اغلب ویزاهای موقت دانشجویی را پرهزینه، دارای بوروکراسی اداری پیچیده و ناپایدار میدانند و ترجیح میدهند نیروهای بومی را جذب کنند.
بسیار حیاتی. حتی در برنامههای تحصیلی که به زبان انگلیسی ارائه میشوند، برای ورود به بازار کار در کشورهایی مثل آلمان، فرانسه یا هلند، تسلط به زبان رسمی آن کشور یکی از پیششرطهای اصلی است.